|
- به بهانهء انتشار آلبوم
حماسهء گلسرخی ، اثر ارس
- ارس در ششمین
سالگرد خروشش اقدام به انتشار یک آلبوم سینگل با عنوان حماسهء گلسرخی
نموده است. این آلبوم بمناسبت بزرگداشت شهادت خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان
( دو تن از شاعران و آزادی خواهان ایران که در تاریخ 29 بهمن سال 1352 به
جاودانگی رسیدند ) ارائه شده که فضایی سر شار از حماسه و شهادت دارد .
زمان این اثر 11:53 دقیقه ، که آغاز آن با سخنرانی خسرو گلسرخی در بیدادگاه
شاه می باشد . از نکات جالب توجه در این اثر استفاده از ساز های
ارکسترالی همچون ویولون ، ویولون سل ، توبا ، هورن و تیمپانی است . اگر چه
صدای این ساز ها توسط نرم افزار اجرا شده است اما فضایی را ایجاد کرده
که شنونده را به تامل وا می دارد . ارس در اینر کاور این آلبوم چنین
نوشته است :
« خسرو گلسرخی
، جاویدان مرد ایران ، بزرگ اسطوره همیشه جاویدان ، سرخ گل باغ شهادت
راستین و تپنده ترین قلب خونین مسلخ آزادی است.
هیچ انسان راستینی نمی تواند حماسه گلسرخی را از یاد ببرد. در بیست و نهمین
سحرگاه هر بهمن ماهی دوازده گلوله به قلب آزادی شلیک می شود. به قلب خسرو و
به قلب کرامت و به قلب هر آن کس که نفس می کشد و آزاد می اندیشد. آری ،
فرزندان غیور ایران را در روز عشق راستین ایرانی به مسلخ می برند. و این
سعادتی است وصف ناشدنی برایشان ، چرا که آنان عاشق ترین زندگانند و قلبشان
جز در هوای آزادی نمی تپد.
هر آن کس که از مادر کر زاییده شده نام گلسرخی را شنیده است و هر چشمی که
توان دیدن حقیقت را دارد در رثای او خون گریسته است.
شناخت خسرو احتیاجی به سواد ندارد. که چه بسیارند کوردلان تحصیل کرده بی
هویتی که حتی نمی توانند نام مقدسش را بر زبان آورند و نیز چه بسیارند مکتب
ندیدگان بزرگ اندیشی که با شنیدن نامش سیل ارس از چشمانشان طغیان می کند. (
هنوز به خاطر دارم آن پیرزن را که با دیدن تصویر خسرو به اتاق تاریکی پناه
برد و سر در گریبان در موج های اشکش غرق شد . )
و دریغا که در این قحطی فرهنگ ، برخی دل به اسطوره های پوشالی پر زرق و برق
خوش کرده اند و چه ابلهانه بر جهل خود غره اند. چه جهل شگرفی !!!
اما به خاطر داشته باشید خون بابک ها و مزدک ها ، وارطان ها و ارانی ها ،
روزبه ها و سلطان پورها ، گلسرخی ها و دانشیان ها همواره در رگ های ایران
جاریست. و ارس در هر خروشش نام مقدس آنان را فریاد می کند. »
ایرج جنتی
عطائی در سوی گلسرخی این چنین سروده است :
باغبان،
- پیرِ گریانِ شبیخون خورده –
- گفت:
" بی تو ای غنچه گلسرخِ شهید
همه ی گلهایم،
گل حسرت شده اند
و نسیم
بوی بی باوری و
- تسلیم
بوی تن در دادن
- دارد
خاک
- اگر
- خاک کرامت باشد،
دهن باغ پر از
- فریاد است
و درخت
سرخیِ کینه ی گل را
می سراید با
- خشم
کاش
- ای
- کاش
باز
- در باغ
- گلِ سرخی
- بود. "
باغبان،
بر سرِ نعشِ گلِ سرخ
- نشست.
گلِ سرخ
- آخرین سرخگلِ خون آلود،
گلشهیدِ نعره ی باغستان –
گلِ سرخ
- تیرباران شده ی
- جوخه ی
- یخ
زیرِ رگبارِ زمستانیِ
- شب
خوابِ آزادیِ رویش
- می دید.
قلبِ سبزِ گلِ سرخ
با صدایی
- خونین
در شبِ باغ
- سرود:
" از شب زردِ زمستان
- تا سحر
- سحرِ سرخِ بهار -
فاصله:
- فریاد است.
تا گلِ سرخ شدن
- راهی نیست،
می توانی
- گلِ سرخی
- باشی.
باغبان
- اشکش را
- با پر شال چهل تکه –
زدود
دانلود حماسهء گلسرخی
Download Hamaseye Golesorkhi Single
- ثبت نظرات - نوشته شده در
18 فوریه 2008 توسط Melancholy
- Back
- |